به كوروش چه خواهيم گفت اگر سر برآرد ز خاك........باز پرسد ز ما چه شد دين يزدان پاك
سعی می کنم دوباره زود به زود آپ ديت كنم.
اين روزها همي چيز بهم ريختست.من ومامانم وبابام.دوستام.مملكت.خاله عمو عمه دايي همه و همه
همه يه جورايي مشكل دارن اتفاقات عجيب و غريب مي افته
نمي دونم بايد از كجا و از چي شروع كنم.........
به اسم ندا و به خاطر ندا فریاد خواهیم زد
ندا یعنی عشق ندا یعنی وطن ندا یعنی هرچی تا حالا کشیدیم
به خاطر ندا همه با هم دست در دست هم برای آنچه که ندا خواست بپاخیزید
ننشینید و شعار دهید ......... به پاخیزید
رازقی پرپر شد باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی کمر عشق شکست
ما نشستيم و تماشا کرديم
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
وقتیکه قلبها و گلها شکسته و پرپر شدند
وقتیکه باغچههای عشق سوختند و خاکستر شدند
منو تو از گل کاغذی باغچهای داشتيم توی خاک
با خشتهای مقوايی خونه میساختيم روی آب
وقتیکه ما تو جشن شب ستاره بارون میشديم
وقتیکه پشت سنگر سايهها پنهون می شديم
از نوک بال کفترها خون پريدن میچکيد
صدای بيداری عشق رو خواب شب خط میکشيد
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
از پشت ديوارهای شهر انگار صدای پا میياد
آواز خون دربدر انگار يه همصدا میخواد
ابر سياه رفتنيه خورشيد دوباره درمیياد
دوباره باغچه گل میده از عاشقها خبر میياد
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
امیدوارم زنده با شم و ازادی ایران رو بینم.......
انتخابات دهم = بی احترامی به درک وشعور مردم ایران
ايراني بپاخيز وقت رستاخيز است ![]()

نازنین افشین جم (زاده: ۱۹۷۹ ۱۳۵۸ در تهران) خواننده ، ترانه سرا ، آهنگساز ، فعال بینالمللی حقوق بشر ، مدل و بازیگر ایرانی کانادایی است که عنوان دختر شایسته کانادا و مقام دوم دختر شایسته دنیا را نیز کسب کردهاست.
زندگی شخصی
او در سال ۱۹۸۱ به همراه خانوادهٔ خود به کشور کانادا رفت[۱]. پس از پایان دبیرستان به دانشگاه بریتیش کلمبیا رفت و لیسانس خود را در رشتهٔ روابط بینالملل و علوم سیاسی دریافت کرد و سپس تحصیلات خود را در پاریس و انگلستان ادامه داد. او پس از پایان تحصیلات تاکنون با صلیب سرخ و سازمان عفو بین الملل همکاری میکند.
مسابقات دختر شایسته
وی در سال ۲۰۰۳ عنوان دختر شایسته کانادا را کسب کرد و در همان سال در مسابقات میس ورلد که در شهر سانیا در کشور چین برگزار میشد شرکت کرد. او در آنجا پس از روزانا دیویسون (نماینده ایرلند) به مقام دوم رسید.
حقوق بشر
نازنین افشین جم از فعالان حقوق بشر در زمینه مسائل ایران است. وی در سال ۲۰۰۷ میلادی فعالیت برای آزادی دختری نوجوان و همنام وی که در ایران به اعدام محکوم شده بود کمپینی را ایجاد کرد که مورد توجه رسانهها و مردم کشورهای جهان بخصوص کانادا قرار گرفت و در نهایت به آزادی «نازنین فاتحی» انجامید.[۴] وی از فعالین حقوق زنان و بشر در ایران است و از یک رفراندوم آزاد برای تشخیص نوع حکومت توسط اراده مردم حمایت میکند. وی از یک نظام آزاد سکولار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر حمایت میکند.
موسیقی
در ۲۴ آوریل ۲۰۰۷ اولین آلبوم نازنین با نام «یکروزی» با موضوع سیاسی در مورد مسائل ایران و تلاش جوانان ایرانی برای کسب آزادی وارد بازار آمریکا شد
این آلبوم پانزده آهنگ و ترانه به زبانهای انگلیسی و فارسی دارد.
فعالیتهای دیگر
وی بازیگر، خواننده و مدل بینالمللی و همچنین خلبان نیز هست و گواهی پرواز با هواپیمای موتوری و گلایدر را دارد.وی به بالاترین درجات خلبانی غیر تجاری در کشور کانادا رسیدهاست و به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسوی مسلط است و اسپانیایی را نیز تا حدی میداند.
جدایی دین از سیاست
افشین جم در مورد حکومت جمهوری اسلامی گفته است اين حکومت مذهبی نمی تواند تا آخر اين گونه ادامه دهد. در ايران افراد زيادی سکولار هستند و می خواهند بين دين و سياست جدايی باشد
آینده کاری
جم اعلام کرده است که قصد ساخت فیلم های مستند را دارد و علاقه دارد که تبدیل به گزارشگری همچون کریستین امانپور شود.
منابع
زندگینامه نازنین افشینجم (بازدید ۱ ژوئن ۲۰۰۷)]
Wikipedia contributors, "Nazanin Afshin-Jam," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Nazanin_Afshin-Jam&oldid=132592264 (accessed June ۱, ۲۰۰۷).
تهمینه میلانی فیلمنامه نویس و کارگردان ایرانی سینمای ایران، زاده ۱۳۳۹ در تبریز است. او منشی صحنه، طراحی صحنه و لباس، و تهیه کنندگی فیلم را نیز تجربه کردهاست.
زندگینامه

تهمینه میلانی در سال ۱۳۳۹ در شهر تبریز به دنیا آمد. در دوران دبیرستان به تهران نقل مکان کرد و در دبیرستانهای شرف و مرجان به ادامه تحصیل پرداخت. سال ۱۳۵۷ در رشته برق دانشگاه تبریز قبول شد. همزمان با پیروزی انقلاب و بسته شدن دانشگاهها به تهران بازگشت و در رشته معماری دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل گردید. با بسته شدن دانشگاهها حضور در جلسات شعرخوانی، نمایش فیلم و از فعالیتهایی این قبیل را برگزید. در یکی از این جلسات بود که با مسعود کیمیایی آشنا گردید و توانست نظر موافق او را در دستیاری وی در کارگاه آزاد فیلم جلب نماید. بسیار جوان بود که به عنوان اولین تجربه سینمائی به عنوان منشی صحنه فیلم خط قرمز برگزیده شد. با باز شدن دانشگاهها در کنار کار در کارگاه آزاد فیلم به ادامه تحصیل پرداخت. او که به آرامی به کار در سینما آشنا میگردید شروع به نوشتن فیلمنامه (اگر فردا بیاید، دوستت دارم مادر، عشق و مرگ و …) و کار در دیگر فیلمها (ای ایران، جهیزیهای برای رباب، دل نمک و …) کرد.
اولین فیلم او بچههای طلاق جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فجر برد و جایزه نقدی آن به او کمک کرد که مجدداً به همراه رضا بانکی و مرحوم مهدی احمدی فیلم افسانه آه را بسازد. با شکست تجاری این فیلم فیلم کمدی دیگه چه خبر با بازی ماهایا پطروسیان را ساخت. فیلمی که بسیار پرفروش شد.
در سال ۱۳۷۶ و با ایجاد فصای سیاسی پس از انتخابات دوم خرداد ریاست جمهوری میلانی فیلم دو زن را ساخت. به خاطر ساخت این فیلم، میلانی جایزه بهترین فیلم نامه جشنواره فیلم فجر را برد و نامزد جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره شد. میلانی که بارها در مصاحبههایش تاکید کرده که یک فمینیست ایرانی است، پس از موفقیت فیلم «دو زن» فیلمهای نیمه پنهان و واکنش پنجم را هم در همان حال و هوا، هر سه با بازی نیکی کریمی، ساخت.
پس از فیلمهای سه گانه میلانی با بازی نیکی کریمی، فیلم زن زیادی با بازی مریلا زارعی در سال ۱۳۸۳ به نمایش درآمد. این فیلم هم در ادامه حال و هوای فیلمهای اخیر میلانی بود با واکنش سرد منتقدان مواجه شد اما به فروش خوبی دست پیدا کرد. در سال ۱۳۸۴ بر اساس کتاب «شفای کودک درون» اثر لوچیا کاپاکیونه فیلم آتش بس با بازی مهناز افشار و محمدرضا گلزار را ساخت. این فیلم که به بخش مسابقه سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر راه نیافت، در سال ۱۳۸۵ اکران شد و رکورد فروش صد میلیوت تومان در هفته اول را به جای گذاشت.
بازداشت
میلانی به خاطر ساخت این سه فیلم با واکنشهای شدید اللحنی روبرو شد. در سال ۱۳۷۹ پس از به نمایش درآمدن فیلم نیمه پنهان او به جرم حمایت از گروههای تروریستی مدتی در بازداشت به سر برد که پس از اعتراض سینماگران دیگر، پس از مدتی بدون محکومیت آزاد شد.
آتش بس
پس از ساخت و اکران فیلم «آتش بس» لوچیا کاپاکیونه، نویسنده کتاب «شفای کودک درون» با ارسال نامهای به میلانی از او تشکر و قدردانی کرد.

آسیب به تختجمشید
در ماه اسفند سال ۱۳۸۵ خورشیدی حضور تهمینه میلانی و گروهش در بنای باستانی تخت جمشید حادثه آفرید. استفاده گروه میلانی از نوعی ماده دودزا باعث شد تا لکههای سیاهرنگی بر روی کاخ تچر ایجاد شود. تهمینه میلانی به تذکرات مسوولان تخت جمشید و نیز کودکانی که قرار بود در فیلم وی بازی کنند توجه نکرد و برخورد نامناسبی نشان داد. این رفتار میلانی اعتراضاتی برانگیخت.
فیلمشناسی
۱۳۸۶ سوپر استار (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۸۶ تسویه حساب (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۸۴ آتش بس (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۸۳ زن زیادی(فیلم) (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۸۱ واکنش پنجم (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۸۰ بمانی (داریوش مهرجویی) [تهیه کننده]
۱۳۷۹ خاکستری(فیلم) (مهرداد میرفلاح) [فیلمنامه نویس]
۱۳۷۹ شبهای تهران (داریوش فرهنگ) [فیلمنامه نویس]
۱۳۷۹ نیمه پنهان (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده]
۱۳۷۷ دو زن (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
۱۳۷۳ کاکادو (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
۱۳۷۰ دیگه چه خبر؟! (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده]
۱۳۶۹ عشق و مرگ (محمدرضا اعلامی) [فیلمنامه نویس]
۱۳۶۹ افسانه آه (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده]
۱۳۶۸ بچههای طلاق (تهمینه میلانی) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
۱۳۶۱ پیک جنگل (حسن هدایت) [منشی صحنه]
۱۳۵۸ خط قرمز (مسعود کیمیایی) [منشی صحنه]
جوایز
نامزد سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران (واکنش پنجم)[ دوره ۲۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۱ ]
نامزد تندیس زرین بهترین کارگردانی (واکنش پنجم)[ دوره ۷ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۲ ]
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (بمانی)[ دوره ۲۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۰ ]
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (دو زن)[ دوره ۱۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۷ ]
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (دو زن))[ دوره ۱۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۷ ]
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم (بچههای طلاق)[ دوره ۸ جشنواره فیلم فجر (فیلمهای اول و دوم) - سال ۱۳۶۸ ]
پانویس
^ به نقل از سینمای ما
^ به نقل از خبرگزاری میراث فرهنگی
منابع
میلانی در پایگاه ایران اکت
میلانی در پایگاه ایران اکتور
همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند...
البته تبعيضي در كارنيست .
در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند![]()
![]()
وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
?دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.?
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است!!

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت.
دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقالهنویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بینام.
در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کردکه اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شدهاست. مشوق دانشور در داستاننویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آلاحمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.
در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیعالزمان فروزانفر).
دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۹ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آلاحمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شددر همین سال با آلاحمد ازدواج کرد.دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیباییشناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستاننویسی و نزد فیل پریک نمایشنامهنویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.
پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستانشناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آلاحمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروشترین رمانهای معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده می شود.

کتابها
اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارتاند از مجموعههای داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.
معروفترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیاری منتشر شدهاست (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه میپردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق میافتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره میکند (گلشیری، ص ۱۷۱).
از آثار دیگر وی میتوان به چهل طوطی (با جلال آلاحمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان.
مهمترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمانهای جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربانْ سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن میپردازند.
بیماری
۳۰ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی دانشور به علت مشکلات حاد تنفسی در بیمارستان پارس بستری شد، نیز شایع شد که وی درگذشتهاست اما این خبر تکذیب شد، او در ۲۲ مرداد ۱۳۸۶ با تشخیص تیم پزشکی از بیمارستان پارس مرخص شد.
منابع
گلشیری، هوشنگ، جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور. چاپ اول، تهران: انتشارات نیلوفر، زمستان ۱۳۷۶. شابک ۹۶۴‐۴۴۸‐۰۳۵‐X.
حقيقت اين است كه ما، در تاريخ ادبيات كشورمان جرياني با عنوان جريان زنان طنزنويس نداشتهايم يعني ممكن است با معدود زناني مواجه باشيم كه حتي به عنوان طنزنويس شناخته شدهاند يا در آثار برخي نويسندگان يا شاعران زن با رگه هايي از طنز مواجه شويم ولي اين امر در مقايسه با آثار مردان اولاً به چشم نمي آيد و ناچيز است و ثانياً هيچگاه رنگ جريان ادبي به خودش نگرفته است.
سعي مي كنم در اين نشست در صحبتي كوتاه به بررسي چرايي نقش كم رنگ زنان در عرصه طنز و در عين حال بررسي سير طنز زنان در ايران از آغاز تا حال بپردازم.
براي اين امر ناچارم طنز را به دو مقطع پيش و پس از مشروطه تقسيم كنم، چرا كه مشروطه، نقطه عطفي در تاريخ طنز ايران است كه آن را هم از لحاظ ساختار و هم محتوا با تحول بنياني مواجه مىكند و روي برخورد با مساله زن و حضور زنان در عرصه طنز هم تأثير مىگذارد.
زن در طنز پیش از مشروطه
پيش از مشروطه، در رديابي شوخ طبعي در ادبيات كشورمان به سالهاي قرن اول و دوم هجري مي رسيم كه شوخ طبعي در قالب هجو ظاهر شده است. طنز در شعر عرب قالب هجو مخالفان را داشته است كه به وسيله برخي از شاعران دو زبانه, به شعر فارسي هم را ه پيدا كرده و در برخورد با فرهنگ ايرانيان از فرهنگ باستاني عاميانه، قصه هاي منسوب به دلقكها، مسخرهها و عقلاي مجانين، بهره جسته و قوام يافته است. ولي فضاي غالب آن طرح دشنامهاي ركيك و فحش و ناسزا و تسويه حسابهاي فردي و خانوادگي در قالب شعر بوده و از همان آغاز براي خدمت به ارباب قدرت، تحقير رقبا و ترغيب ممدوحان به اعطاي پاداش به كار مي رفته و به تناسب فشارهاي سياسي به علل فراوان از جمله نابسامانيهاي اجتماعي و اخلاقي، ناخشنودي انديشمندان از روزگار و ناتواني حكام در شناخت سره از ناسره در عرصه ادب و فرهنگ, هجو به بالاترين درجه خود رسيده و تا زمان مشروطيت هيچگاه به جرياني مردمي بدل نشده است.
برخورد ابزاری با زن
در چنين فضايي، برخورد با زن، رنگ ابزاري دارد. اگر در اشعار عاشقانه از سوي مردان با هويتي آرماني ستايش مي شود، در اشعار هزلي و هجوي نكوهش مي شود يا دستمايه شوخيهاي جنسي قرار مىگيرد و در مجموع نگاه ابزاري جامعه مردسالاري به زن را بازتاب مي دهد. نام آشناترين طنزنويسان كه غنيترين و عميقترين آثار طنز را در تاريخ ادبيات كشورمان به وجود آوردند مثل عبيد، وقتي به مساله زن مي رسند، دستخوش اروتيسم مي شوند و صرفاً از زاويه نگاه اروتيك به مساله نگاه مي كنند. در چنين فضايي طبيعي است كه جايي براي زنان طنزنويس باقي نمي ماند. تنها زني كه در هزل و هجوسرايي مشهور است، مهستي گنجوي است.
مهستي معاصر سلطان سنجر سلجوقي است مصاحب او. مطايبات بسياري بين آن دو رخ داده است و او را استاد زنان شاعر زبان فارسي مي شناسند كه در رباعي سرايي بي نظير است. شعر مهستي، از نظر بافت كلام، تركيب واژهها و سادگي در بيان استادانه است. در هزل و هجو از تهكم، تعريض، كنايه، تشبيه، استعاره، ايهام و آرايههاي ادبي بهره مي گيرد و اشعاري در قالب رباعي و قطعه ميسرايد. ولي در نگاه طنز، تحت تأثير زبان مسلط مردانه قرار دارد. اشعار هزلي و هجوي او به دليل بي پروايي و برخورداري از الفاظ ركيك و معاني مستهجن در اينجا قابل نقل نيست.
زن در طنز پس از مشروطه
بعد از مشروطه، طنز، متناسب با ايجاد تحولات سياسي و فكري جامعه و رويكرد به مدرنيسم از نظر صورت و محتوا، دچار دگرگوني مىشود و متناسب با حركت تجدد طلبي، كاركرد اجتماعي و سياسي پيدا مي كند و رسانهاي مىشود و از نظر صورت و قالب نيز ساده نويسي، رويكرد مردمي در زبان اثر و وارد ساختن لحن در نوشتهها ويژگي آن است.
توجه به حقوق زنان و آزادي نسوان
توجه به حقوق زنان و آزادي نسوان كه يكي از مؤلفههاي حركت مدرنيستي به پيروي از جامعه اروپاست بر آثار طنز نيز اثر مي گذارد. نگاه دردشناسانه به مسائل فرهنگي و نقد خرده فرهنگهاي خرافي ويژگي ديگر آثار طنزآميز اين دوره در ارتباط با زنان است.
اين ويژگي در نوشتههاي صدر مشروطه و آثار طنزآميز اين دوره مشهود است. از مسالكالمحسنين نوشته طالبوف گرفته تا سياحتنامه ابراهيم بيگ نوشته زينالعابدين مراغهاي كه اين امر در آثار دهخدا كه نقطه عطف طنز معاصر به شمار مي آيد جلوه روشنتري دارد. دهخدا حتي لحن زبان زنانه را وارد آثار طنز مي كند:
مثلاً در مطلب زيباي "مكتوب يكي از مخدرات" و "جواب مكتوب" كه در يكي از چرند و پرندهاي صور اسرافيل نوشته است. زني چشم بچهاش ناراحت است اسمش هست: اسيرالجوال(نامش هم گوياست!) براي خادمالفقراء دخو عليشاه نامه مي نويسد و از او چاره جويي مى كند. در اين ميان دهخدا شيوه هاي زيست و تفكر و درمان سنتي را به نقد مي كشد و از قول زن مي نويسد: "حسن من توي خانه ور دلم افتاه. هرچه دوا و درمان از دستم آمده كردم. روز به روز بدتر مي شود كه بهتر نمي شود. مي گوييد ببريتش پيش دكتر مكترها. من ميگم مرده شور خودشان را ببرد با دواهاشان. اين گرت مرتها چه مى دانم چه خاك و خلي است كه به بچم بدهم. من اين چيزها بلد را نيستم. من بچم را از تو مىخوام. امروز اينجا فردا قيامت ..." و در جوابش خادم الفقراء دخو عليشاه مىگويد: "عليا مكرمه محترمه اسيرالجوال خانم. اولاً از مثل شما دختر كلانتر و كدبانو بعيد است كه چرا با اينكه اولادتان نمي ماند اسمش را مشهدي ماشاالله و ميرزا ماندگار نمي گذاريد. ثانياً همان روز اول كه چشم بچه اين طور شد چرا نجسش نكردي كه پس برود ..."
رويكرد به دفاع از حقوق زنان
رويكرد به دفاع از حقوق زنان و نيز نقد فرهنگ جهلآلوده مردسالار در آثار ديگران هم اعم از نظم، نثر، نمايشنامه نويسي و سفرنامه نويسي در دوره مشروطه مشهود است كه به جريان تبديل ميشود. بعدها حسن مقدم در نمايشنامه جعفرخان از فرنگ برگشته كه در 1301 اجرا ميشود، به روشني اين نگاه را منعكس ميكند. يكي از مهمترين ويژگيهاي حسن مقدم را انجوي شيرازي، دفاع از حقوق اساسي و انساني زن ايراني مي داند. مي دانيم كه حسن مقدم از مؤسسان انجمن ايران جوان بوده و يكي از اهداف انجمن، دفاع از حقوق زن عنوان شده است. در جعفر خان از فرنگ برگشته، از طرفي نگاه طبقه سنتي قشري به زن مورد نقد قرار ميگيرد و از طرفي نگاه و برخورد مستفرنگهايي كه در رويارويي با فرهنگ غربي، ظواهر آن را مي گيرند و دچار بريدگي كامل از فرهنگ بومي خودشان ميشوند. مادر، نماينده قشر سنتي، در برشمردن ويژگيهاي يك زن ايدهآل مىگويد: "زينت هرچيزي كه يك زن براي راحتي شوهرش بايد بدونه، مي دونه، وسمه بلده بكشه، حلوا بلده بپزه، فال بلده بگيره، جادو بلده بكنه. آدم براي چي زن ميگيره؟ براي اينكه بچه بزاد، خونهداري كنه براي اينكه واسه شوهرش بزك كنه..."
از سوي ديگر جعفرخان از فرنگ برگشته، اصلاً زنهاي ايراني را داخل آدم نمي داند. در گفت و گو بين جعفرخان و دختر عمويش (زينت) اين صحبتها رد و بدل مىشود:
زينت: لابد در فرنگ آنقدر خانمهاي خوب ديديد كه ديگر ماها را داخل آدم نميدونيد. جعفرخان: البته اينطور كه نميمونه. شماها هم داخل آدم خواهيد شد.
البته نقد باورهاي خرافي يا سنتي ميان زنان، پيش از اين هم در آثاري مثل عقايدالنساء نوشته آقا جمال خوانساري وجود داشته ولي از مشروطه به بعد است كه اين امر رنگ جرياني آثار طنز به خودش ميگيرد. ولي متأسفانه در طي زمان، اين جريان(كسب حريت و آزادي زن ايراني و برخورد دردشناسانه با مسائل او) به عنوان يك جريان همهگير در طنز تعميق و گسترش پيدا نميكند. يعني با گذشت زمان، نگاه به زن در آثار طنز همچنان در هالهاي از پيشداوريهاي جنسي يا تحقيرآميز از نظر جنسيتي قرار مي گيرد. مثل اينكه همان طور كه آرمانگرايي مشروطه در عرصه سياست و اجتماع نميتواند نهادينه شود, شعارهاي آرمانگرايانهاش در زمينه زن در عرصه طنز هم نمى تواند تداوم پيدا كند!
بازگشت به نگاه ابزاري جنسي نسبت به زن
از طرفي شاهد بازگشت به نگاه ابزاري جنسي نسبت به زن به خصوص در نشريات طنز هستيم كه اين امر تا سالهاي ابتدايي انقلاب اسلامي هم ادامه پيدا مىكند. اين جريان, به خصوص در مقاطعي كه خفقان امكان طرح و برخورد نقادانه مسائل سياسي و اجتماعي را به طنز نمي دهد, به صورت يك جريان آلترناتيور رشد مي كند و طنز را تحت تأثير قرار مي دهد. فضاي نشريات طنز دهه 50 نمود روشني از اين امر است و ردپاي آن را در آثار نويسندگاني مثل عباس پهلوان مي توانيم مشاهده كنيم.
نگاه تحقيرآميز به زن براي نقد حركتهاي شبه مدرن
در كنار تداوم نگاه پيشداورانه جنسي به زن در آثار طنزآميز شاهد ظهور جرياني ديگر هم هستيم كه از سوي برخي نويسندگان و طنزنويسان پيشرو دنبال مى شود و آن نوعي نگاه تحقيرآميز به زن براي نقد حركتهاي شبه مدرن يا مدرنيستي دهه 40 و 50 است كه از سوي نويسندگاني مثل اسلام كاظميه يا فريدون تنكابني دنبال مي شود. در اين گونه آثار، زن سمبل چشم و همچشمي، واپسگرايي و عامل تعميق فرهنگ بورژوازي است. از نظر نقش زنان طنزنويس, پس از مشروطه هم پديده كم بودن و انگشت شمار بودن تعداد زنان طنز نويس تداوم پيدا مي كند و اين در حالي است كه در طنز از طرفي حركت دفاع از حقوق زن ايراني در مشروطه داريم و از سوي ديگر, طنز, رسانهاي و ژورناليستي شده, مخاطب عام پيدا كرده به ميان طبقات مردم رفته و امكان جلب و جذب طيف گستردهتري از زنان اديب را هم دارد.
معايب الرجال بىبى خانم
حول و حوش آغاز حركت مشروطه, كه ادبيات انتقادي_ اجتماعي دوره ناصري كم كم زمينه ساز بروز جريانات فكري_ فرهنگي بعد از آن مىشود, بىبى خانم (بي بي فاطمه) دختر محمد باقر خان استرآبادي تنها نويسنده زني است كه سهمي در ادبيات انتقادي اين دوره دارد. كتابي با درونمايه طنز نوشته است به نام معايب الرجال در سال 1313 ق. بي بي خانم, اولين زن طنزنويس ايراني است، كتاب را در پاسخ به تأديبالنسوان, نوشته يكي از شاهزادگان عصر ناصري نوشته است. كتابش دو قسمت دارد: در قسمت اول جواب تأديب النسوان را در ده فصل داده و قسمت دوم معايبالرجال كه در چند مجلس تدوين شده, با مقدمهاي شروع مىشود كه در آن آمده است:"زنان را همين بس بود يك هنر, كه مردان اگر سر به اوج آسمان كشند, زاييده زناناند و پس افتاده ايشان."
در بخشي از فصل اول(در نقد مطالب تأديبالنسوان) آمده است:
"... فصل اول مُصّنف گفته اگر مردي دست زن خود را بگيرد و بخواهد در آتش اندازد و آن ضعيفه بايد مطيعه باشد. ساكت و خاموش باشد, ابا و امتناع ننمايد, به به مولانا. تو با اين فهم و ذكا اگر كتابي نمي نوشتي چه مي شد! (ذم شبيه به مدح پيش كه مي رويم در زمينه نقش زنان طنزنويس يا طنزپرداز, دچار يأس فلسفي مي شويم! بعد از بي بي خانم, تا مدتها زن طنزنويس نداريم. در عرصه شعر, پروين اعتصامي و ژاله قائممقامي در كنار اشعار جدي خود, شعرهايي هم به طنز نوشتهاند. شهرهاي پروين اعتصامي گاه يكسره طنزآميز است (مثلاً مناظره مست و محتسب, يا مناظره سير و پياز و غيره...) و شعرهاي ژاله قائممقامي, حتي برخي شعرهاي جدياش رگه هايي از طنز تلخ دارد, مثلاً شعري با مطلع:
اي همدم مهرپرور مــن اي يارمن اي سماور من
از زمزمه توشد مي آلود اجـزاء لطيـف سـاغر مــن
الي آخر كه درددل با سماور است.
رباب تمدن
رباب تمدن در چلنگر, تقريباً اولين روزنامه نگار زني است كه از او به عنوان طنزپرداز ياد مي شود. ولي چه تمدن و چه مثلاً پروين اعتصامي آثارشان زبان مردانه دارد. اگر امضاي تمدن را از پاي شعرهايش در چلنگر يا آهنگر كه محجوبي ابتداي انقلاب چاپ مي كرد برداريد, اصولاًمتوجه نميشويد كه شعرهاي يك شاعر زن است. ژاله قائم مقامي در آثار طنزي كه دارد, نگاهش زنانهتر و لطيفتر است, ولي شايد اولين كسي كه لحن را وارد آثار طنزآميز زنانه مىكند, فروغ فرخزاد است, در اشعاري مثل"اي مرز پرگهر" يا "كسي كه مثل هيچكس نيست.
تعداد اندک طنز نویسان زن
مىبينيد كه باز هم نمونهها, انگشت شمارند و به زحمت پيدا مي شوند. در عرصه روزنامهنگاري طنز, به جز رباب تمدن در چلنگر, تا مدتها, زن طنزنويسي نداريم. در فهرست اسامي نويسندگان توفيق تا 1336 با نام زن طنزنويسي مواجه نمى شويم. از اسفند 1366 تا تير 1350,(2 سال پيش از تعطيلي توفيق), در ميان فهرست 214 نفري نويسندگان توفيق, تنها نام دو طنزنويس زن را ميبينيم كه آنها هم چندان صاحب سبك و نام در عرصه طنز نيستند. در مجله كاريكاتور دهه 50, زنان طنزنويس صفحهاي را اداره مي كنند, ولي موفق نمي شوند الگويي از يك جريان طنز زنانه ماندگار ارائه بدهند. همزمان مجله زن روز, چند صفحه طنز با عنوان لبخند پارتي دارد كه آن را مردان اداره مي كنند. در ميان نثر داستاني مهشيد اميرشاهي در داستانهاي كوتاه طنزش كه در دهه 40 و سال 50 چاپ مي شود, سعي ميكند دنياي دروني و پيراموني زنان در جامعه و خانواده را انعكاس دهد. بهترين داستانهاي امير شاهي, داستانهايي است كه از زبان اول شخص نوشته مي شود؛ از زبان دختر نوجواني به اسم سوري, دختري هوشمند و كنجكاو كه لايههاي پنهان روابط خانوادگي و فردي را مي كاود و خواننده را به دنياي ذهني بخشي از دختران جوان طبقه مرفه دهه 40 مي برد.
مثلاً در داستان مجلس ختم زنانه، در ختم يكي از بزرگان فاميل (مادر بزرگ) مي نويسد: "رفتم پايين دايي پرسيد چطور بود؟ آمدم مثل خودش بگويم: خيلي آبرومند بود،گفتم خيلي خوش گذشت."
گلي ترقي, داستان نويس زن ديگري است كه طنز در نوشتههايش نمودبسيار روشن و مشخصي دارد و در دهه 50, در كتاب خاطرههاي پراكنده, روحيات و عواطف بخشي از زنان قشر مرفه را انعكاس مي دهد و به تعميق حركت طنز زنانه كمك مي كند. اين مساله از اين جهت مهم است كه نگاه رايج در عرصه طنز, يك نگاه مردانه است و زنان هم كه مي خواهند طنز بنويسند (به خصوص در نشريات طنز), به نوعي از اين نگاه و از اين زبان متأثرند.
طنز بعد از انقلاب
بعد از انقلاب طنز, از دو جهت قابل بررسي است: يكي زنان طنزنويس و يكي نگاه به زن در طنز. طنز پس از انقلاب, چند دوره را طي كرده است: ابتداي انقلاب, متأثر از جو آشفته و بحران زده آن زمان, با طنزي سياسي و صريح مواجهيم كه مثل اكثر مقاطع آزاديهاي سياسي, به هجو گراييده است. در اين مقطع نگاه ابزاري به زن كما بيش وجود دارد, ولي نشريات طنز به مسائل مناقشه برانگيز در حيطه مسائل زنان مثل اجباري شدن حجاب, اعمال محدويتهاي اجتماعي و اين طور چيزها هم ميپردازند. از دهه60 كم كم محدوده كار طنزنويسي با تغييرات اجتماعي _ سياسي كه رخ مي دهد, تنگ مي شود و ارائه آثار طنز و چاپ نشريات طنز به حداقل خود مي رسد . يك نوع خنثي شدن طنز را مي بينيم كه البته با تعميق اخلاق گرايي در تصوير و مطالب طنز همراه است. طنز از اين زمان به بعد, اخلاق گراست. كم كم در آثاري مثل آثار صابري, به مسائل زنان هم توجه مىشود. در آبدارخانه گل آقا, عيال ممصادق سخنگوي قاطبه نسوان است و شوهرش ممصادق لقب زن ذليل دارد. در مؤسساتي مثل گل آقا, زمينه براي حضور زنان طنزنويس يا اداره نشريات طنز فراهم مىشود. براي اولين بار در تاريخ نشريات كشورمان در سال 1370 نشريه طنزي با مدير مسئولي يك زن(زهره ستاري وفايي) نشريه جوالدوز چاپ مي شود كه يك سال چاپ آن تداوم مىيابد. با اين حال در قياس با ژانرهاي ديگر ادبي, مثلاً ادبيات داستاني يا شعر, حضور زنان در طنز محدودتر است.
طنز مرد سالارانه
پيش از اين, من يكي از عوامل عدم ورود زنان را به طنز در تاريخ ادبيات كشورمان به خصوص پيش از مشروطه درونمايه و زبان مطالب طنز و عمدتاً هجو و هزل بودن آن دانستم. اينجا ميخواهم عامل دومي را هم با توجه به مردانه بودن طنز پس از مشروطه و پس از انقلاب اضافه كنم و آن پيوند طنز با قدرت است. طنز پس از مشروطه بيشتر به تناسب رسانهاي شدن و ژورناليستي بودن آن صبغه سياسي پيدا كرده و در تلازم با سياست قرار گرفته است. طنزنويسان معروف از روزنامه برآمدند و عمدتاً با مسائل اجتماعي و سياسي روز برخورد داشتهاند. موضوع سياست, كسب قدرت است و قدرت در كشور ما, هميشه موضوعي مردانه تلقي شده است. اين است كه مي بينيم حتي در روزنامهاي كه سالهاي اخير عنوان زن را دارد و به تنها روزنامه زنانه بودن مفتخر است, به حيطه طنز روزانه سياسي كه مي رسد, از مردان استفاده مىكند.
زبان مردانه در عرصه طنز
سيطره و استيلاي مردان بر طنز, سبب ايجاد زبان مردانه در عرصه طنز شده است .گفتم كه حتي زنان طنزنويس به خصوص در طنز ژورناليستي متأثر از اين زبان بودهاند. درآميختگي طنز با سادهنويسي, و ايجاد جرياناتي مثل عاميانه نويسي در طنز كه حتي گاه به ظهور نوعي لمپنيسم (مثلاً در پاورقي اسمال در نيويورك نوشته حسين مدني) انجاميده, سيطره زبان مردانه را در عرصه طنز محكمتر كرده است. اين رويكرد لمپنيستي هنوز هم در عرصه برخي طنزها ديده مىشود. پس علت دوم كمرنگ بودن حضور زنان در عرصه طنز, استيلاي زبان مردانه در طنز, تحت تأثير مردسالاري در نظام قدرت سياسي و اجتماعي است
عنصر عاطفه و احساس در طنز
بر اين دو عامل, عامل سومي را هم اضافه مي كنم كه به نظر من يكي از علل كم رنگ بودن نقش زن در عرصه طنز, در مقايسه با ژانرهاي ديگر ادبي يا زمينههاي ديگر هنري است و آن ويژگي طنز است. نويسندهاي گفته است كه طنزنويس در اعماق ذهنش بايد سخت گير و خشك باشد. بايد بتواند در موقع طنز نويسي, احساس و عاطفه را كنار بگذارد و بي رحمانه قضاوت كند, حتي نسبت به خودش. از خودش هم كه بگذرد تا بتواند فراتر از همه چيز را ببيند و بنويسد. طنزهاي احساساتي, معمولاً آبكياند. لويي آراگون, طنزنويس را به كسي تشبيه كرده است كه روي بالكن خانهاش ميايستد و از فراز بر غوغاي جهان نگاه مي كند. اين امر شايد يك مقدار با حساسيت بالاي زنانه در تعارض باشد. طنزها همانطور كه برگسون ميگويد, معمولاً با تيپها سر وكار دارند. آدمها را در قالب تيپ مىبيند. بر عكس تراژدي كه با فرديت فرد سر و كار دارد. اين است كه طنز شايد با نگاه جزئينگر و زبان جزئي نگر زنانه ناهماهنگ به نظر برسد. البته با پيوند گونههاي جديدي از ادبيات پسامدرن با طنز, در شعر, داستان و غيره, حضور گستردهتري را از زنان در عرصه طنز پيش بيني ميكنم و اميدوارم زنان نويسنده ما بتوانند عنصر طنز را در آثارشان تحقق بخشند و زمينه ساز بروز جريان زبان زنانه در آثار ادبي در ارتباط با طنز باشند.
منبع: دفتر طنز

شیرین بیانی
شیرین بیانی (۱۳۱۷-) تاریخدان، پژوهشگر، استاد دانشگاه و مولف ایرانی است. او علاوه بر تدریس در دانشگاه تهران، به سفرهای پژوهشی در قارههای آسیا، اروپا و آمریکا دست زده است و کتابهای تاریخشناسی تالیف کرده است. کتاب سه جلدی «دین و دولت در ایران عهد مغول» او برنده جایزه کتاب سال ایران در سال ۱۳۷۰ شد
زندگی
شیرین بیانی در ۱۱ مرداد ۱۳۱۷ در تهران زاده شد. پدر و مادرش، دکتر ملکزاده بیانی و دکتر خانبابا بیانی هردو از استادان ایران بودند. او در دبیرستانهای ژاندارک و انوشیروان دادگر در رشته ادبی تحصیل کرد و کارشناسی خود را در تاریخ از دانشگاه تهران گرفته و دوره دکترایش را در دانشگاه سوربن (۱۳۴۱) فرانسه گذرانید. او در ایران در رشتههای تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیش از اسلام و تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مغول - ایلخانی با عنوان پروفسور (استاد) در دانشگاه تهران تدریس کرد
شیرین بیانی با دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن ازدواج کرده و دارای دو پسر است.
کتابشناسی
ايران از ورود آرياييها تا سقوط هخامنشيان سمت 1381
مغولان و حكومت ايلخاني در ايران سمت 1381
تاريخ آل جلاير دانشگاه تهران 1343
زن در ايران عصر مغول دانشگاه تهران 1352
هشت مقاله در زمينه تاريخ توس 1352
ايران در برخورد با مغول طهوري 1353
شامگاه اشكانيان و بامداد ساسانيان دانشگاه تهران 1355
دين و دولت در ايران عهد مغول مركز نشر دانشگاهي 1367
تيسفون وبغداد در گذر زمان جامي 1377
دمساز دوصد كيش آماده چاپ
درباره مولانا جلال الدين آماده چاپ
منابع
{{یادکرد|کتاب=کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز)|نویسنده = فرخزاد، پوران|ناشر =نشر قطره|شهر=تهران|سال=۱۳۸۱|صفحه=ص.۱۷۹|شابک= ISBN 964-341-116-8}دين ودولت در عهد ساساني جامي 1380
نیلوفر ابتکار معروف به معصومه ابتکار (زادهٔ ۱۳۳۹خ / ۱۹۶۰م در تهران) فعال سیاسی، روزنامهنگار، مؤلف و مترجم ایرانی و عضو فعلی شورای شهر تهران است.

سوابق
ابتکار نخستین زن ایرانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ وارد هیئت دولت شدهاست. او بیشتر بهخاطر نقش خود در تصرف سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و ۸ سال ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی معروف است.
معصومه ابتکار به همراه والدین خود شش سال در شهرهای فیلادلفیا و ماساچوست در آمریکا اقامت داشت. پدرش دانش آموخته دانشگاه پنسیلوانیا است. او تحصیلاتش را در ایران در مدرسه بین المللی ایران زمین ادامه داد و در سال ۱۳۵۶ وارد دانشگاه پلی تکنیک در رشته مهندسی پتروشیمی شد. اما در سال ۶۰ تغییر رشته داد و لیسانس خود را از دانشگاه شهید بهشتی در تکنولوژی پزشکی، فوقلیسانس و دکترا را در رشته ایمنیشناسی (ایمونولوژی) از دانشگاه تربیت مدرس گرفت. بعداً عضو هیئت علمی همین دانشگاه شد.
معصومه ابتکار از دانشجویانی بود که سفارت آمریکا در ایران را در بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا مشارکت داشت و در سفارتخانه به «سیستر مری» یا «خواهر مری» معروف شد، او به دلیل تسلط به زبان انگلیسی به عنوان سخنگوی گروگانگیران معرفی شد.

ابتکار در شورای سردبیری روزنامه کیهان انگلیسی به فعالیت مطبوعاتی پرداخت و سپس امتیاز فصلنامه فرزانه را گرفت و به انتشار آن پرداخت. او طی سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵ به تشکیل موسسه مطالعات وتحقیقات مسایل زنان اقدام کرد. ابتکار در آستانه برگزاری چهارمین کنفرانس جهانی زن(پکن - ۱۹۹۵)مسئولیت دفتر هماهنگی سازمانهای غیردولتی زنان و نیز نایب رییس کمیته ملی این کنفرانس را عهده دار شد. او در سال ۱۳۷۵ با تشکیل شبکه سازمانهای غیردولتی زنان در ایران به عنوان رییس این شبکه انتخاب شد.
ابتکار بعدها به عضویت کابینه سید محمد خاتمی، معاونت ریاست جمهوری و ریاست سازمان محیط زیست ایران درآمد. و نخستین زنی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در کابینه ایران بوده است.
نگارش کتاب Takeover in Tehran
روایت معصومه ابتکار از وقایع درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهران تنها کتابی است که از این ماجرا توسط طرف ایرانی به زبان انگلیسی نگارش یافته و توسط انتشارات تالون بوکز در کانادا منتشر شدهاست. این کتاب به زبانهای فارسی و عربی نیز ترجمه و به ترتیب با اسامی «تسخیر» و «صراع فی طهران» در تهران و بیروت به چاپ رسیدهاست. انتشار این کتاب به سه زبان در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ صورت گرفت.
کسب عنوان قهرمان زمین ملل متحد
همچنین سازمان ملل متحد وی را به دلیل تلاشهایش در سازمان حفاظت از محیط زیست ایران به عنوان یکی از هفت «قهرمان زمین» در سال ۲۰۰۶ مورد تقدیر قرار داد.
موسس و رئیس هیئت مدیره مرکز صلح و محیط زیست
مـرکز صلح و محیط زیست (www.pengo.ir) به عنوان یک سـازمان غیردولتی در سال ۱۳۸۴تاسیس شد تا زمینه تبادل نظر و گفت و گو پیرامــون مسایـل محیـط زیست در سطـوح ملـی، منطقـهای و بیـن المللی را فــراهم کند. بـرقـراری ارتبـاط با علاقمنــدان و متخصـصان محیط زیست از طریق گردهماییهای عمومی و تخصصی، رسانهها و سایت مرکز، تشویق محققان این رشته از طریق اعطای جایزه و اجرای طرحهای تحقیقاتی از جهت گیریهای اصلی مرکز طی دو سال فعالیت آن بودهاست. مرکـز در این مدت همچنیـن ارتبـاط با سازمـانهای بین المللی مشــابه را با هدف پیگیری موضوعـات مبتلابه جامعه جهانـی در حوزه محیـط زیست در دستـورکار قرار داده و اقداماتی را در کارنامه خویـش ثبـت کردهاست. بزرگـداشت نوامبـر روز جهـانی مقابلـه با آثـار جنگ بر محیـط زیست با تاکیــد بر اهمیـت صلـح پایـدار و عادلانه از جمله این مـوارد بوده که به طور اختصاصی از سـوی مرکـز دنبال شدهاست.
سایر عضویتها: - عضو آکادمی علوم زنان برای جهان سوم - عضو هیات موسس و امنای موسسه مطالعات وتحقیقات زنان - عضو هیات امنای موسسه گفت و گوی تمدنها - عضو هیات امنای بنیاد زینب کبری - عضو شورای دستور کار جهانی گفت و گوی اسلام و غرب مجمع جهانی اقتصاد
اجلاسهای بین المللی که معصومه ابتکار پس از پایان مسئولیت دولتی در آن به عنوان سخنران کلیدی حضور داشتهاست: - اجلاس زنان و سنت، سوریه، دانشگاه دمشق، ۲۰۰۵ - اجلاس زنان و ائتلاف تمدنها، ترکیه، استانبول، ۲۰۰۵ - اجلاس سران دهلی برای توسعه پایدار، هند، دهلی، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ - اجلاس نقشهای زنان در خاورمیانه، کویت، دانشگاه کویت، ۲۰۰۶ - اجلاس گفت و گوهای زمین، بریزبین، استرالیا، ۲۰۰۶ - اجلاس سازمان ملل برای روز جهانی محیط زیست، ترومزو، نروژ، ۲۰۰۷ - اجلاس زنان رهبر و مدیر جهان، دبی، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ - اجلاسقطب، آینده زندگی، گرینلند، ۲۰۰۷ - اجلاس گفت وگوهای اسلام و غرب، ژنو، ۲۰۰۸ - اجلاس زنان؛برابری و صلح، اسلو، ۲۰۰۸ - کنگره جهانی IUCN، بارسلون، ۲۰۰۸ - اجلاس دین در دنیای معاصر، تهران، ۲۰۰۸

شرکت در انتخابات شورای شهر تهران
وی در انتخابات شورای شهر تهران در سال ۱۳۸۵ یکی از کاندیداهای فهرست اصلاحطلبان بود و با پیروزی در انتخابات به عضویت شورا درآمد. ابتکار پس از آغاز کار شورای سوم باتاسیس کمیته محیط زیست در این شورا ریاست آن را بر عهده گرفت. این کمیته حدود ۲۰ کار گروه دارد.
فعالیت دانشگاهی
معصومه ابتکار به عنوان دانشیار گروه ایمونولوژی دانشگاه تربیت مدرس در کنار تدریس دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در زمینههای مربوط به ایمونولوژی سیستم اعصاب، روابط سیستم ایمنی و اعصاب، سایتوکاینها و ایمونولوژی ویروسها، همچنین واکسنهای DNA وایمونولوژی ایدز تدریس و در قالب پایان نامههای دانشجویی وطرحهای تحقیقاتی فعالیت میکند.
اتهام دستبرد فکری
مقاله علمی چاپ شده توسط خانم ابتکار در مجله Iran Journal Allergy Asthma Immunol توسط محققین پروژه کشف دستبرد علمی دژاووی دانشگاه تکزاس آمریکا با این اتهام که ۸۵٪ آن مشابه مقالات دیگر علمی است یک مقاله تقلیدی شناخته شد. ابتکار طی نامهای خطاب به محققین پروژه دژاوو از خود در برابر اتهامات وارده دفاع نمود: «آن طور که قبلا در پاسخ به دو ژورنال و مولفین اعلام کردم دو یا سه پاراگراف و یک جدول از مقاله رایدل بدون ذکر منابع درج شده که این یک اشتباه بوده و از بابت آن عذرخواهی کردم؛ با ذکر این نکته که آن زمان با یک دانشجو کار میکردم و نمیدانستم برخی از بخشهای متن را به طور مستقیم استفاده کردهاست [ابتکار تنها نویسنده مقالهاست]... این مقاله مروری بوده و با همکاری یک دانشجو انجام شد. قبلا چندین سمینار درباره این موضوع داشتم و ژورنال از من دعوت کرد مقالهای مروری در این باره ارایه دهم. شما مدعی شدهاید که این مقاله یک کار تقلیدی است. آیا مطالعه مروری قبل از مقاله من در خصوص آلودگی هوا و تغییرات الگوهای سایتوکاینی منتشر شده است؟ آیا این ایده برای مقاله مروری جدید بوده و یا براساس ادعای شما تقلیدی به حساب میآید؟ جناب دکتر گارنر، کار شما برای من آگاه کننده بود و من به خاطر کوتاهی عذرخواهی کردهام و پس از این در تهیه مطالب علمی دقت بیشتری خواهم کرد و از شما نیز ممنونم ؛ ولی با توجّه به موارد بالا آیا فکر نمیکنید قضاوتی ارزشی را در مورد من انجام دادید، بدون اینکه فرصت پاسخ و دفاع به من داده باشید و ادعاهای خود را روی اینترنت برای طیف وسیعی از ببیندگان گذاشتید در حالی که امکان پاسخ گویی من نبوده است؟»نشریه نیچر در یکی از شمارههای بعدی خود گزارشی از بازتاب این حادثه در ایران به چاپ رساند که در آن یکی از نویسندگان مقاله اصلی اعلام کردهاست از توضیحات ابتکار قانع نشدهاست و گفتهاست: «مقاله کپی واقعی از کارهای دیگران است و حتی غلطهای نگارشی نیز کپی شدهاست.» محمداسلامی سردبیر این ژورنال ایرانی در مصاحبه با نیچر اعلام کرد مقاله مذکور پس فرستاده خواهد شد و همچنین در سرمقاله ای بر سیاستش در برابر کپی برداری تاکید خواهد کرد. وبگاه رجانیوز ادعا کردهاست که وی با اعتراف به دزدی علمی خود در نشستی در دانشگاه شیراز گفت: «من عذر میخواهم، انسان جایز الخطاست.»
منابع
۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ فرخزاد، پوران. کارنمای زنان کارای ایران (از دیروز تا امروز). تهران: نشر قطره، ۱۳۸۱، ISBN ۹۶۴۳۴۱۱۱۶۸، ۶۳.
Trends by Region: MIDDLE EAST and Penn's Global Engagement, University of Pennsylvania Archives
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/04/060421_mf_ebtekar.shtml
http://www.alefbe.com/bookebtekar.htm
سازمان ملل معصومه ابتکار را قهرمان زمین اعلام کرد (فارسی). بیبیسی (در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۰۶). بازدید در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۸۷.
Entry ۹۸۶۶ information | Deja vu > Browse
الف - توضیحات ابتکار درباره مطلب نیچر و یافتههای پروژه دژاوو [نامه ابتکار به گارنز و توضیحات تکمیلی]
http://alef.ir/content/view/32958/
ابتکار سبز >> بازگشت از بارسلون و پاسخ به یک ادعا
Iranian paper sparks sense of deja-vu, Nature- Oct ۲۰۰۸
http://alef.ir/content/view/33793/
و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :
صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان
بیرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !
مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،
چند لحظه خاطراتش را مرور کرد
و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:
بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که :
هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است
وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند.
چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت:
مامان … دوستت دارم
آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل پرداخت شده
نتیجه گیری منطقی: جایی که احساسات پا می گذارد منطق کور میشود
مادر متوجه نشد که پسرش سرش کلاه گذاشته چون جمع بدهی ۱۱ هزار تومان می شود نه ۱۲هزار تومان